کفشهای گل پسر
سلام. خواستم به عرض برسونم گل پسر مامان خدا رو هزار مرتبه شکر تب نداره. ولی سرفه های خیلی بدی داره. انگار که یه پیرمرد 70 یا 80 ساله سرفه میکنه. تصمیم دارد اگع تا شنبه و یکشنبه بهتر نشد، ببرمش پیش یه فوق تخصص.
(البته تقصیر خودته عزیز دلم. از بس که دارو دوست نداری و سریع پسش میدی بیرون.)
یه چند وقتی بود بابایی بدجوری توی نخ کفش بوق بوقی بود.دوست داشت بپوشی. چند وقت پیش بالاخره پیدا کرد و یواشکی سپهرو برد توی اتاق و کفشها رو پاش کرد و آقا سپهر با کفشهای قشنگشون از اتاق تشریف فرما شدن و مامانی کلللللللللللللللللی قربون صدقه اش رفت.
انگار که بابایی واسه من کفش گرفته بود.این قضیه مال 1ونیم تا دو ماه پیشه و من یادم میرفت یا بهتر بگم تنبلی ام میگرفت عکس کفشهای قشنگتو بگیرم که بزارم توی وبلاگت.
تا اینکه پریشب به لطف اینکه زود خوابیدی منم دنبال یه سوژه واسه دیر خوابیدن میگشتم (دیگه به دیر خوابیدن عادت کردم) تصمیم گرفتم از کفشهای قشنگت عکس بگیرم.
اینم از کفشهای خوشکلت، مامان جان:



کفشهای گل پسر
